


اتاق من چطور مرتب تر شد؟ | روایت یک کودک
سپیده جعفری
Jafari Sepideh
اتاق من قبلاً خیلی شلوغ بود. اسباببازیها همهجا پخش بودند، رنگها زیاد بودند و گاهی پیدا کردن وسایلم سخت میشد. اما حالا اتاقم فرق کرده است. بزرگترها میگویند اسمش «مینیمال» است، ولی من فقط میدانم که اتاقم حالا زیباآرامتر و مرتبتر شده.
اتاقی با رنگهای آرام
الان دیوارهای اتاقم رنگهای ساده دارند. بیشترشان روشن هستند و چشمم را خسته نمیکنند. وقتی وارد اتاق میشوم، حس میکنم میتوانم راحت درس بخوانم یا بازی کنم بدون اینکه حواسم پرت شود.
وسایل من هرکدام جای خودشان را دارند
تخت من ساده است، ولی خیلی راحت. کنار آن کشوهایی هست که میتوانم وسایلم را داخلشان بگذارم. کمدم هم بزرگ است و همه چیز داخلش جا میشود. وقتی هر وسیله جای خودش را دارد، جمعکردن اتاق دیگر سخت نیست.
نور خوب، حال خوب
صبحها نور خورشید از پنجره وارد اتاقم میشود و اتاق را روشن میکند. شبها هم یک چراغ ساده دارم که نورش زیاد تند نیست. وقتی زیر این نور درس میخوانم یا کتاب نگاه میکنم، چشمهایم خسته نمیشود.
اسباببازی کمتر، خیال راحتتر
قبلاً اسباببازیهای زیادی داشتم، ولی حالا فقط آنهایی را نگه داشتهام که واقعاً دوستشان دارم. بقیه را کنار گذاشتهایم. اینطوری اتاقم شلوغ نیست و میتوانم راحتتر بازی کنم یا نقاشی بکشم.
اتاقی که با من بزرگ میشود
اتاقم طوری طراحی شده که وقتی بزرگتر شوم هم بتوانم از آن استفاده کنم. فقط بعضی چیزها عوض میشوند، ولی اصل اتاق همانطور ساده و مرتب میماند. من این را دوست دارم، چون حس میکنم اتاقم مال خودم است.
اتاق من، اتاقی است که در آن آرامش دارم. همه چیز ساده است، ولی دقیقاً همان چیزهایی هستند که به آنها نیاز دارم. حالا اتاقم جایی است که هم میتوانم بازی کنم، هم درس بخوانم و هم راحت استراحت کنم
خراسان رضوی مشهد
.jpg)
